کار در عمان؛ تجربه یک درآمد عالی

ویزای کار عمان برای ایرانیان

کار در کشوری دیگر به خصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به شرط داشتن تجربه یا مهارت می‌تواند درآمد بسیار زیادی را برای شما به همراه داشته باشد. کار در عمان گزینه‌ای است که این روزها در میان اهل فن باب شده و دلیل آن نیز به رفتار مناسب و دوستانه اعراب عمان با ایرانیان مربوط می‌شود.

کار در عمان

مهمترین چالشی که شما برای شروع کار در عمان با آن روبرو هستید، یافتن یک کارفرمای عمانی است که از طرف او حمایت شوید. پس از ارسال رزومه و تایید آن توسط کارفرما شما چندان با کار مشکلی روبرو نخواهید بود. پس از پیدا کردن کار و تایید کارفرما امور مربوط به ویزای کار عمان به عهده کارفرما خواهد بود.

کار در عمان

خودتان به هیچ عنوان نمی‌توانید ویزای کاری عمان را دریافت کنید و تمام مراحل آن باید توسط یک کارفرمای عمانی محلی صورت گیرد. در واقع کارفرمای شما به نوعی اسپانسرتان در عمان محسوب می‌شود.

ویزای کاری عمان برای ایرانیان

همانطور که گفته شد مراحل پیگیری و صدور ویزای کاری باید از طرف کارفرمای عمانی صورت گیرد و شخص کارجو بدون داشتن پیشنهاد کاری به هیچ عنوان نمی‌تواند آن را دریافت کند. این ویزا برای افراد بالای 21 سال و حداکثر 60 ساله صادر می‌گردد. مدت زمان اعتبار این ویزا 3 ماهه بوده که پس از پایان آن امکان تمدید وجود خواهد داشت.

بیش از یک چهارم جمعیت عمان را مهاجرینی تشکیل می‌دهند که برای کار به این کشور سفر کرده‌اند. حقوق بالا در کنار حداقل مالیات و تشکیل یک زندگی مناسب باعث می‌شود تا بسیاری این کشور را برای کار کردن انتخاب کنند. گفتنی است که درآمد دلاری این کشور باعث می‌شود تا اگر پول خود را به ایران بفرستید بسیار مقرون بصرفه باشد.

پیدا کردن کار در عمان چندان کار سختی نیست و می‌توانید پیش از آنکه به عمان سفر کنید از طریق سایت‌های اینترنتی به دنبال کار مدنظرتان باشید. پس از آنکه کارفرما امور مربوط به ویزای شما را انجام داد کافی است تا بار خود را ببندید و به عمان سفر کنید. بدون پیداکردن یک اسپانسر عمانی، کار در این کشور غیرقانونی خواهد بود.

ویزای کار عمان برای ایرانیان

از آنجایی که کارفرمای عمانی برای جذب شما و مهاجرت به عمان تلاش و هزینه‌های بسیاری را صرف می‌کند چنانچه موقعیت شغلی را رها کنید باید 2 سال این کشور را ترک کنید و پس از آن حق بازگشت و کار در این کشور را خواهید داشت. البته چنانچه یک گواهی عدم اعتراض (NOC) از کارفرمای خود بگیرید نیازی به ترک عمان نخواهید داشت. گرچه اخذ چنین نامه‌ای کار چندان راحتی نخواهد بود.

مهاجرت به عمان

پیدا کردن کار در عمان یکی از روش‌های کشورها به این کشور می‌باشد. در واقع شما با پیدا کردن یک شغل در این کشور، اقامت عمان خود را دریافت خواهید کرد.

200 پاسخ

  1. سلام و خسته نباشید من مهندس عمران هستم و دارای 7 سال سابقه کاری در زمینه سفکاری و نازک کاری هستم برای ما توی عمان کار هست شرایط رفتن به اونجا به چه صورته لطفا راهنمایی کنید ممنونم از شما

    1. سلام. متاسفانه از شرایط کارفیلد کاری شما در عمان اطلاعی ندارم اما می‌توانید از طریق ارسال رزومه به کارفرمایان خارجی شانس خود را برای کار در این کشور امتحان نمایید.

  2. سال خدمت شما ببخشید بنده حدود 15 سال سابقه کار در گمرگ و ترخیص کالا و صادرات را دارم امکانش هست که بتوانم در کشور عمان کاری داشته باشم. مچکرم.

  3. من راننده پایه یک هستم و گواهینامه بین المللی دارم کار در عمان به چه صورت است ممنون میشم.

    1. مشاغل راننده ماشین‌های سنگین در این کشور رونق خوبی دارد و اگر بتوانید از یکی از کارفرمایان مرتبط دعوتنامه دریافت کنید به نظر آینده شغلی خوبی پیش روی شما خواهد بود.

  4. باسلام ۱۹ سال سابقه کار در هتل دارم در تمام قسمتهای هتل مهارت دارم پذیرش رستوران کافی شاپ اشپزخانه خانداری زبانم عربی و انگلیسی کمی بلدم کار برام پیدا میشه؟

    1. درود. از آنجایی که صنعت هتل‌داری در کشورهایی مثل عمان و سایر کشورهای عربی به شدت روبه‌رشد است به طبع بازار کار خوبی هم وجود دارد. البته شرط آن است که بتوانید کارفرمایی را با رزومه‌ای که ارسال می‌کنید برای استخدام خودتان قانع نمایید.

    1. سلام. برای کار در کشور عمان باید از طریق سایت‌های کاریابی خارجی اقدام نمایید و به کارفرمایان مربوطه رزومه خود را ارسال نموده تا در صورت تایید و مصاحبه بتوانید ویزای کاری این کشور را دریافت نمایید.

  5. سلام. شما کارفرما سراغ ندارید به ما معرفی کنید کسی را اونجا؟ مثلا کارهای ساختمانی، شرکتهای عمرانی، راهسازی سنگشکن، کارخدماتی و…

    1. سلام. خیر ما هیچگونه فعالیتی در زمینه کاریابی نداریم و باید خودتان از طریق سایت‌های خارجی، کارفرمایان مرتبط را پیدا کرده و رزومه خود را ارسال نمایید.

  6. سلام وقت بخیر من راننده پایه یک هستم و اپراتور دکل پمپ بتن هستم، جوشکاری هم واردم آیا درکشور عمان برای من کار پیدا میشود؟

    1. سلام. پیش از هرچیز باید رزومه خود را آماده کرده و از طریق سایت‌های کاریابی خارجی به کارفرمایان مرتبط ارسال نمایید تا شاید شانس اخذ دعوتنامه کاری را داشته باشید.

  7. سلام بنده مدیر سابق بانک صادرات در عمان هستم و اکنون در عمان زندگی میکنم و با توجه به ثبت شرکت در عمان جهت اخذ ویزا نیازی به ویزا نداشته و فقط بدنبال کار در حیطه تخصصی بانکداری بین الملل یا صادرات و واردات هستم.

  8. سلام من عليم چندتا پست پايينتر اسمم هست نوشتم گرونه بليطش. من رفتم عمان كار برام جور شد. من نزديك ١٥٠٠٠٠٠ پول بردم البته به دلار تقريبا ١٥٠ دلار البته كم بردم چون دوستام خونه داشتن. خلاصه رسيدم فرودگاه مجبور بودم سيم كارت اونجارو بگيرم تا بتونم از دوستام ادرس بگيرم برم جاشون. اينم بگم دوباره اونجا پولمو ريال عمان كردم شد تقريبا ٨٠ ريال يه سيم كارت عمان خريدم شد ٧ ريال يعني ١٧٥ هزارتومن رفتم بيرون ادرس گرفتم جا دوستام اونا تو شهر صحار بودن از راننده تاكسيا كه همه عماني بودن پرسيدم كجا برم اتوبوس سوار بشم گفتن بشين ميبريم ترمينال گفتم چند گفتن ١٢ ريال با چونه كردمش ٧ يعني يه مسير ٨ دقيقه‌اي رو دوباره ١٧٥ پول دادم رفتيم ترمينالش ديدم اتوبوس نيس همه تاكسي خطين گفتم كو اتوبوس گفتن اصلا عمان اتوبوس نداره بايد با تاكسي بري پرسيدم چند گفت ٢٥ ريال يعني قفل كردم با چونه كردمش ٢٠ يعني ٥٠٠ هزارتومن برا مسير ١:٣٠. خلاصه سوار شدم اعصابم خورد شده بود همينجوري كه ميرفتيم وسطايه راه راننده زد كنار رفت پايين با يكي ديگه صحبت كرد گفت بيا بقيه راهو با اين برو پولم نده منم رفتم تو ماشينه اون دوباره یكم كه رفتم تو بلوار برا يه ماشينه ديگه بوق زد گفت بقيشو باون برو منم رفتم. ماشينه سومي كولرشم خاموش كرد يعني خيلي عصبي شدم ميترسيدم پولم تموم بشه تا حالا كسي ٧٠٠ هزارتومن تو نيم ساعت كرايه داده؟ هرچي به سمت صحار ميرفتم شهراش كوچيكو كثيفتر ميشد بعضي شهراش از روستاهايه ما داغونتر بودن. فقط ماشيناش خوب بود و اگرنه ايرانه خودمون همه چيزش بهتره. خلاصه رسيد صحار كه بعده مسقط بزرگترين شهر بود رفتم دوستامو پيدا كردم يه ساعت غرغر كردم كه كرايه زياد دادم اونا هم گفتن كرايش از فرودگاه تا اينجا ١٠ رياله ديدن خارجي پيادت كردن قشنگ. حالا من برا كار اومده بودم به دوستام گفتم كار حقوقش چنده اينجا؟ اونم گفت اينجا حقوق ١٠٠ تا ١٢٠ رياله اگه خيلي كارت خوب باشه ١٥٠ تا! اقا منو ميگي يعني داشتم منفجر ميشدم گفتم من امروز نزيكه ٣٥ ريال خرج كردم فقط كرايه دادم به شما برسم ١٢٠ ريال اصلا ده روزه منو جواب ميده؟ گفتن همه جا اينجوريه چون عمانيا خودشون كار ميكنن ماهي ٣٠٠ تا ٤٠٠ ميگيرن به خارجيا كمتر. تازه هندي بنگلادشيا نصفه بقيه ميگيرن. منم گفتم سريع برگردم اينجوري عمرا بشه كار كنم چقد خرج كنم چقد بفرستم ايران اصلا جور در نمياد. همون شب گفتم برميگردم دوستام هرچي اصرار كردن امشب باش بپرسيم گفتم نه فوقش ١٥٠ بشه اونم كمه با اين هزينه‌ها. خلاصه دوستام منو رسوندن سره جاده بعده يك ساعت چونه قرارشد منو از صحار تا فرودگاه مسقط ببرن ١٥ ريال. از دوستام خداحافظي كردم با تاكسي ميرفتم به سمته مسقط فقط ميخواستم برم از اون خراب شده.
    با يه اتفاق كه من متنفر بودم ازش افتاد وسط راه راننده گفت برو تو يه ماشينه ديگه بشين رفتم نشستم ديدم خاليه راننده گفت بايد بشيني پر شه حالا اون دوربر مگسم پر نميزد خلوووووت. خلاصه يه سياه پوست خدا زده‌اي رو ديدم از دور ميومد خدا خدا ميكردم بياد سوار بشه خلاصه خدا صدايه منو از عمان شنيد و اين اقا سوار شد و راه افتاديم به سمت مسقط خلاصه يه اتفاقايي تو اين مسير افتاد كه زياد مهم نيس برای شما فقط اعصاب خورد كنه. من رسيدم فرودگاه پولو دادم تاكسى منم رفتم فرودگاه. من ٣٠ ريال پول داشتم. بليط برگشتم ماله ٨ روز بعد بود بايد تغيير ميدادم برا فرداش ساعت ٢ ظهر پرواز مشهد بود و اگرنه بايد ٣ روز ميموندم. تازه معلوم نبود بهم ميدادن پروازو يا نه. رفتم دمه بلیط فروشي عمان اير بليطم دادم قبلش به اژانس هواپيمايي گفتم ميخوام زود بيام گفت بايد ٣٠ دلار جريمه بدي تاريخش عوض ميشه منم ٣٠ ريال داشتم ميشد ٧٠ دلار فكر كنم. خوشحال رفتم بليط فروشي مسئولش يه پسر ورزشكار غولي بود بهش دادم گفتم من ميخوام فردا برم تغيرش بده تاريخو. اونم زد تو كامپيوتر يه ١٥ دقیقه‌اي دكمه‌هارو زد گفت ٦٤ ريال! منو ميگي دوباره قفل كردم گفتم من همش ٣٠ ريال دارم يكاريش بكن من گير كردم پولم گم شده از اين حرفا. بعد پسره يه خانم چاق عرب مسئولشون بود گفت اومد نشست پشته سيستمش عربيم باهم حرف ميزدن منم ترس اينكه نشه بي‌حسم كرده بود بعداز دوباره ١ ربع پسره گفت نميشه بايد بليط جديد بگيري گفتم چند گفت ١٦٤ ريال يعني٤٥٠٠٠٠٠ !! منو ميگي هرچي التماس كردم گفت نميشه. زنگ زدم به اژانسيه گفت يه خانمي بود گفت قانونش ٣٠ دلار بده تاريخو عوض ميكنن گفتم نميكنن تورو خدا يكاري كنين من گير كردم اونجا مثله ايرانه ما نيس كه مردم كمكت كنم قربون ايرانيا برم كه واقعا دمشون گرمه. خلاصه خانمه گفت من فردا بايد برم دفتر ٩ ميرم ولي هواپيما مشهد ساعت ٢ پروازشه ٣ ساعت قبلش بايد از گيت رد شي شايد نشه. منم ترس بي‌پولي گير كردن اونجا به بقيه بدبختيام اضافه شده بود. خلاصه خانمه گفت تا صبح واستا. منم رفتم رو يه نميكت نشستم ساكمم كنارم روش خوابيدم. يه از اين ادما كه راهنما هستن تو فرودگاه اومد كنارم نشست بهش گفتم من ميشه اينجا بخوابم بعد گفت از پروازت جا نموني گفتم الكي، من فرداس پروازم از يه شهره ديگه اومدم كه جا نمونم از پرواز، گفت برو تو مسجد بخواب بعد منو برد مسجد فرودگاه وارد شدم گرد بود مسجد بعد دور تا دورش ادم خوابيده بود منم رفتم يه گوشه دراز كشيدم. خيلي عصبي بود با خودم كم كم حرف ميزدم ميگفتم گير كردي نه ميتوني برگردي پيش دوستات باز از اونجا حتما ٣٠ تا ديگه بايد بدي برگشتتم كه ٨ روز ديگس چي ميخواي بخوري چجوري باز برگردي خلاصه تا صبح اينجوري گذشت ساعت ٥ صبح يهو از صدايه اذان بيدار شدم ديدم همه بلند شدن نماز بخونن من دراز كشيدم سريع نشستم يه گوشه خوابمم كه ميومد سردم بود اصلا يه وضعي. نمازشونو خوندن باز يكم خوابيدم تا ٨ ديگه خوابم نميومد بلند ميشدم فكر خياله گير كردم داشت ميكشت منو. خارجيارو ميديدم همه داشتن ميرفتن سوار هواپيماهاشون بشن من گير كرده بودم گوشيمم شارژ نداش برقي. جا كه گوشي شارژ كنيم نداشت بايد يا مهمون وي اي پي ميبودي تو اون قسمت جاداشت يا اينكه ميرفتي كافي شاپ كه جفتش مقدور نبود برام. يه ترازو تو سالن بود مردم باراشونو وزن ميكردن رفتم دوشاخش كشيدمو گوشيمو بزور فشاردادم تو پريز چون دوشاخه من نميخورد شارژ كرد يكم من هركي ميومد ميگفتم كار نميكنه.
    ساعت ٩:٣٠ شد زنگ زدم خانومه مشهدجواب نداد. به چندتا اژانس ميشناختم اس دادم همه ٤٧٠٠٠٠٠ ميگفتن من نداشتم خب انقدر. ديگه داشتم تسليم ميشدم يعني با خودم گفتم موندي اينجا حالا حالا هم نميتوني بري. از رو نااميدي زنگ زدم به اون خانمه كه بليط گرفته بودم ازش گفت برو اونجا خودت اكي كن منم ترسيدم بگم اينا گفتن ٤٥٠٠٠٠ اونم قيمت بالا بده. گفتم من نميتونم خودت درست كن اونم گفت ٣٠٠ هزار تومن بريز تا درست كنم گفت تا ١٠ بريز وگرنه نميشه منم سريع پولو باگوشي ريختم گفتم ريختم گفت منتظر باشين. منم گفتم باشه خيلي استرس داشتم گفتم نميشه بعد ١٥ دقیقه گفت اكي شد انگار دنيا بهم دادن. رفتم دمه گيت بليط دادن سريع رفتم تو بالاخره اومدم مشهد. اين داستانه من بود. از من به شما نصيحت عمان برعكس تعريفاس. اداماش پولكي نامرد. شهراش دلگير، حقوقش پايين، هزينه‌ها وحشتناك، كرايه‌ها سكته، بنزين لبتري ٤٥٠٠، امارات خيلي بهتره ولي به ايراني اقامت نميدن.
    به نظره من كشورهای اروپايي خوبه سخته رفتنش ولي ارزش داره. ببخشيد سرتونو درد اوردم گفتم بدونيد داستانمو.

  9. نحوه پیدا کردن کارفرما برای اقامت کاری در عمان؟ من نقاش ساختمان و واکسیناتور دام و طیور هستم در دامپزشکی. برای این دو شغل چیکار کنم ممنون؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *